معنی انشلال
4 بازدید
[ اِ شِ ] (ع مص) رانده شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رانده شدن شتران. (آنندراج). انطراد. (از اقرب الموارد). || به رفتن درآمدن سیل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). آغاز شدن سیل و ناگاه رسیدن پیش از آنکه شدت پیدا کند. (از اقرب الموارد). روان شدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). || فرودآمدن باران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انشلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر