معنی انشخاب
5 بازدید
[ اِ شِ ] (ع مص) دوشیده شدن شیر. || روان شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || منفجر شدن خون از رگ. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). دمیدن خون. (تاج المصادر بیهقی). روان شدن خون. (یادداشت لغت نامه).
کلمات همقافیه با «انشخاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر