معنی انس گرفتن

معنی انس گرفتن

6 بازدید
[ اُ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) خو گرفتن. خوگر شدن. (یادداشت مؤلف). تأنس. (تاج المصادر بیهقی) (مجمل اللغة). الفت گرفتن. انس یافتن : با غم رفیق طبعم از آنسان گرفت انس کز در چو غم درآید گویدْش مرحبا. مسعودسعد. با که گیرم انس کز اهل وفا بی روزیم روزی من نیست یا خود نیست در عالم وفا. خاقانی. چو وحشی توسن از هر سو شتابان گرفته انس با وحش بیابان.نظامی. مرغ مألوف که با خانه خدا انس گرفت گر بسنگش بزنی جای دگر می نرود.سعدی. همچون دو مغز بادام اندر یکی سفینه با هم گرفت انسی وز دیگران ملالی. سعدی. میل ندارم بباغ انس نگیرم به سرو سروی اگر لایق است قد خرامان اوست. سعدی. چون انس گرفت و مهر پیوست بازش به فراغ مبتلا کن.سعدی. ادب نگذاشت تا گیریم انسی بر سر کویت حدیث وحشتی گفتیم تا رم کرد آهویت. میرزا محمد صادق (از آنندراج). - امثال: با وحش کسی که انس گیرد هم عادت وحشیان پذیرد. (از امثال و حکم).

کلمات هم‌قافیه با «انس گرفتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید