معنی انسلات
4 بازدید
[ اِ سِ ] (ع مص) بی خبر و بر غفلت بیرون رفتن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بدون اطلاع دادن و پنهانی بیرون رفتن. (از اقرب الموارد). جیم شدن. (یادداشت مؤلف). || از پوست برآمدن. (یادداشت مؤلف): هو [ ای السلت ] صنف من الشعیر یتجرد من قشره کله و ینسلت حتی یکون کالبرسوء. (ابن البیطار از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انسلات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر