معنی انسداد
6 بازدید
[ اِ سِ ] (ع مص) بسته شدن و بند گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بسته شدن. (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی) (غیاث اللغات). || (اِمص) بندآمدگی و گرفتگی و سدشدگی و بسته شدن راه. پ(از ناظم الاطباء). بستگی. (یادداشت مؤلف): از حال ضعف مراکب و فلول مضارب و انسداد وجوه مطالب او خبر دادند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۹۲). || (اصطلاح پزشکی) گرفتگی و مسدود شدن مجاری اعضای مختلف بدن . انقباض. قبض مجاری. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «انسداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر