معنی انساغ
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) برگ آوردن نهال خرما. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || باز روییدن درخت از بن سپس بریدن. (منتهی الارب). بازروییدن درخت از بن پس از بریدن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). واتولیدن و رستن درخت پس از برش. (یادداشت مؤلف). || بتازیانه درخستن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انساغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر