معنی انزوا جستن
4 بازدید
[ اِ زِ جُ تَ ] (مص مرکب) گوشه نشینی اختیار کردن. (ناظم الاطباء). عزلت اختیار کردن. منزوی شدن. گوشه گرفتن. کناره گرفتن. معتزل شدن. (از یادداشتهای لغت نامه).
کلمات همقافیه با «انزوا جستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر