معنی انزه
5 بازدید
[ اَ زَهْ ] (ع ن تف) پرهیزگارتر. || بانزهت تر. (ناظم الاطباء). نزه تر. (یادداشت مؤلف): و بلادالصین انزه [ من بلادالهند ] . (اخبارالهند از یادداشت مؤلف). و اما سغد سمرقند، فانها انزه الاماکن الثلاثة التی ذکرناها. (صورالاقالیم اصطخری از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر