معنی انزراف
7 بازدید
[ اِ زِ ] (ع مص) درگذشتن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گذشتن. (از اقرب الموارد). انزرفت الریح؛ درگذشت آن باد و رفت. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || در طلب آب و گیاه رفتن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انزراف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر