معنی انزار
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) کم گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد).[ ] (اِخ) نام جایی است در ترکستان در نزدیکی رود سیحون. (از حبیب السیر چ سنگی ج ۲ ص ۱۰ و ۱۴۱).
کلمات همقافیه با «انزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر