معنی انذلاغ
3 بازدید
[ اِ ذِ ] (ع مص) رسیدن غورهٔ خرما. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). ارطاب. (از اقرب الموارد). || برکشیده شدن پوست پشت شتر از بار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). پوست انداختن پشت شتر از بار. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انذلاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر