معنی اندیک

معنی اندیک

6 بازدید
[ اَ ] (ق) لفظی است از کلمات تمنی که در عربی لیت و لعل و عسی گویند یعنی «باشد که» و «بود که» و «باید که». (برهان قاطع) (از هفت قلزم). لفظی است از کلمات تمنی که در عربی لیت و لعل و عسی گویند و در پارسی «بوکه» و «مگر» یعنی «بود و باشد که چنین یا چنان شود» و در ادات الفضلاء به معنی «باید که» آورده. (از انجمن آرا) (آنندراج). امید است. (غیاث اللغات). بوک. (فرهنگ سروری) (فرهنگ رشیدی). بوکه. بودکه. باشد که. (شرفنامهٔ منیری). کلمهٔ غیرموصول به معنی «بوک» و «مگر» و «بود که» و «باشد که» و «باید که». (از ناظم الاطباء). شاید که. الحمدللّه. شکر خدای را. شکر خدا. شکر. حمداللََّه. بحمداللََّه. شکرللّه. (از یادداشت مؤلف). امید. امید که : گر یار نداند خطر و قدر تو شاید اندیک فلک داند قدر و خطر تو.قطران. ما را دل ارچه خستهٔ تیر ملامت است اندیک مر ترا همه خیر و سلامت است نامستقیم داری کار مرا همی شکر خدا که کارهای تو بر استقامت است. رشیدی سمرقندی. با آنکه من از عشق تو رسوای جهانم هم راضیم اندیک تو زیبای جهانی. اثیر اخسیکتی خاقانی دلفکارم آری اندیک نه شوخ دیده باشم .خاقانی. چون آهوان گیاچرم از صحنه های دشت اندیک نگذرم بدر ده کیای نان.خاقانی. اندیک دو دوست فرقدان وار در یک در آشیان ببینم.خاقانی. گر حلهٔ حیات مطرز نگرددت اندیک در نماندت این کسوت از بها. خاقانی. || زیراکه. از برای آن. از این جهت. (برهان قاطع) (هفت قلزم). چراکه. (از هفت قلزم). در جهانگیری به معنی «چراکه» آورده است و مستند به بیت اثیر اخسیکتی است . (انجمن آرا) (از آنندراج) (از فرهنگ رشیدی). گاه در موقع کلمهٔ تعلیل به معنی زیرا که نیز استعمال میشود. (ناظم الاطباء). از برای آن. (یادداشت مؤلف). || چیزی. چیزی که : بر خلق داوری چکنم بهر نظم و نثر اندیک من نخواسته داده است داورم. سیدحسن غزنوی. و رجوع به اندی شود.

کلمات هم‌قافیه با «اندیک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید