معنی اندیمشک

معنی اندیمشک

4 بازدید
[ اَ مِ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز بخش اندیشمک شهرستان دزفول است. در جلگه واقع و هوای آن گرمسیر و دارای ۶۰۰۰ تن سکنه است. آب آن از لولهٔ شرکت نفت و محصول عمده اش غلات دیمی است. خط راه آهن جنوب از این قصبه میگذرد و فاصلهٔ آن تا تهران ۶۷۵ کیلومتر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶). اندیمشک را سابقاً صالح آباد می گفتند و اندیمشک بوسیله فرهنگستان به صالح آباد اطلاق شده است. (از یادداشتهای لغت نامه). کلمهٔ اندیمشک نام قدیم دزفول است. (از نزهةالقلوب مقالهٔ سوم چ لیدن ص ۱۱۱). و رجوع به دزفول شود.
[ اَ مِ ] (اِخ) یکی از بخشهای شهرستان دزفول است. در جلگه واقع شده و هوای آن گرمسیر است و در حوالی آن باد سام می وزد. دارای دو دهستان قیلاب و منگره و جمعاً دارای ۵۹ ده و ۲۰ هزار جمعیت است. آب آن از رودخانه و چشمه و محصول عمده اش غلات دیمی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «اندیمشک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید