معنی اندیشه افکندن
5 بازدید
[ اَ شَ / شِ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) طرح انداختن. اندیشیدن. نقشه کشیدن. || وسوسه. (تاج المصادر بیهقی). خیال (بد) در دل انداختن. - اندیشهٔ بد افکندن؛ وسواس. (دهار).
کلمات همقافیه با «اندیشه افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر