معنی اندکمردم
5 بازدید
[ اَ دَ مَ دُ ] (اِ مرکب) مردم پست. (یادداشت مؤلف): ایشان [ لوریان ] را ساز و چهارپا داد [ بهرام گور ] تا رایگان پیش اندک مردم رامش کنند. (مجمل التواریخ والقصص). || (ص مرکب) کم جمعیت. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «اندکمردم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر