معنی اندکسال
6 بازدید
[ اَ دَ ] (ص مرکب) خردسال. (آنندراج). جوان. (ناظم الاطباء): بسیارفضل و اندک سال و لطیف خلق کآن خرد محمدبن آصف الامام.سوزنی. شوخی هر ذره دارد آفتابی در بغل پیر صبح از جلوهٔ طفلان اندک سال بود. اسیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «اندکسال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر