معنی اندکخور
6 بازدید
[ اَ دَ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) اندک خوار. (فرهنگ فارسی معین). کم خور. کم خوراک : هایل هیونی تیزدو، اندک خور و بسیاررو از آهوان برده گرو در پویه و در تاختن. معزی (از سندبادنامه ص ۵۷). چون هما اندک خور و کم شهوتم دانند و من چون خروس دانه چین زانی و شهوت پرورم. خاقانی. من از تو بهمت، توانگر ترم که تو بیش خواری من اندک خورم.نظامی. تعنت کنندش گر اندک خور است که مالش مگر روزی دیگر است.(بوستان).
کلمات همقافیه با «اندکخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر