معنی اندکخرد
6 بازدید
[ اَ دَ خِ رَ ] (ص مرکب) کم هوش و کم عقل. (ناظم الاطباء). کم خرد: ایا پورکم روز اندک خرد روانت ز اندیشه رامش برد.فردوسی. به افراسیاب آمد آن خوی بد از آن نامداران اندک خرد.فردوسی. وزان پس به پیران چنین گفت رد که کاوس پیر است و اندک خرد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «اندکخرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر