معنی اندوهگین کردن
6 بازدید
[ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) غمگین کردن. ایساف. هم. کرب. (از ترجمان جرجانی). حزن. (دهار). اضجار. غم. اغمام. دمدمة. (از منتهی الارب). اکماد. اشجاء. سوء. شجو. ایحاش. اشجان. احزان. ترح. (یادداشت مؤلف). و رجوع به اندوه شود.
کلمات همقافیه با «اندوهگین کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر