معنی اندوهگین

معنی اندوهگین

12 بازدید
[ اَ ] (ص مرکب) غمگین. غمناک. ملول. (از آنندراج). دژم. پژمان. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). حزین. (دهار). دارای اندوه و غم و غمگین و محزون. (ناظم الاطباء). بتیمار. غمین. غمنده. انده گن. اندوهگن. مغموم. محزون. سادم. اسوان. مهموم. اسیف. شجی. (یادداشت مؤلف). مقسم. مکدوه. کمید. کامد. کئب. کئیب. مأکوم. (از منتهی الارب). مزکوت. شَجِب شاجن. شاجب. سدمان. آسی. دل گرفته. (یادداشت مؤلف): جوان چون ز سیمرغ بشنید این پر از آب چشم و دل اندوهگین.فردوسی. چو کشور شود پر ز بیداد و کین بود همچو بیماری اندوهگین. (گرشاسب نامه). دمنه چون سرافکنده و اندوهگین نزد شتربه رفت. (کلیله و دمنه). دل حزین و جان اندوهگین را تسلی می داد. (سندبادنامه ص ۲۳۶). شعر من شد نقل عقل و راح روح پس روا داری مرا اندوهگین.خاقانی. چون یعقوب را سلام کرد و گفت ایهاالشیخ الحزین، یعقوب گفت راست گفتی ای شیخ بر آسمانها نوشته اند که من اندوهگینم. (قصص الانبیاء). شادمانی از غرور است و غرور دایماً اندوهگین می بایدش.عطار. مرا شاید انگشتری بی نگین نشاید دل خلقی اندوهگین.(بوستان). عفو کن گر آردت این گفته اندوه و مرنج زآنکه جز انده نزاید خاطر اندوهگین. ادیب.

کلمات هم‌قافیه با «اندوهگین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید