معنی اندوهگن
6 بازدید
[ اَ گِ ] (ص مرکب) مخفف اندوهگین. مغموم. با اندوه. غمی. محزون. حزین. حزمان. محزان. دژم. پژمان. مهموم. اسیف. (یادداشت مؤلف): سال امسالین نوروز طربناکتر است پار و پیرار همی دیدم اندوهگنا.منوچهری. چو کسی باشد اگر پسرش بمیرد و مالش ببرند اندوهگن نشود. (جامع الحکمتین ص ۱۸۴). بازرگان به هزار تیمار چون بوتیمار پژمان و اندوهگن بخانه آمد. (سندبادنامه ص ۳۰۵). نقل است که دایم اندوهگن بود چون شب درآمدی گفتی الهی اندوه توام بر همهٔ اندوهها غلبه کرد. (تذکرةالاولیاء عطار). و رجوع به اندوهگین شود.
کلمات همقافیه با «اندوهگن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گن» برای سرودن شعر