معنی اندلال
5 بازدید
[ اِ دِ ] (ع مص) راه یافتن و توفیق راست کردن. (ناظم الاطباء). راه و توفیق راست کرداری یافتن. (از منتهی الارب) (آنندراج). مطاوع دَلَّ کند. (از اقرب الموارد). یقال: دله علیه و اندل. (منتهی الارب). || ریخته گردیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج). ریخته شدن. (ناظم الاطباء). انصباب. (از اقرب الموارد). || از بیماری به شدن. (تاج المصادر بیهقی نسخهٔ خطی سازمان لغت نامه ورق ۲۳۰ الف).
کلمات همقافیه با «اندلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر