معنی اندفاغ

معنی اندفاغ

5 بازدید
[ اِ دِ ] (ع مص) خوض کردن درسخن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بسخن درآمدن و ادامه دادن آنرا. افاضة. (از اقرب الموارد). خوض پیوستن. (فرهنگ فارسی معین). یقال: اندفع فی الحدیث. || بشتاب رفتن اسب. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). اسراع. (از اقرب الموارد). || دور شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (آنندراج). برکنار گشتن. (فرهنگ فارسی معین). تنحی. (از اقرب الموارد). || بناگاه رسیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). همه باهم و بیک دفعه آمدن. (از اقرب الموارد). || نیست شدن. (آنندراج). || بازداشته شدن. (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین). رانده شدن. (فرهنگ فارسی معین). || شتاب کردن در سخن. (آنندراج). || (اِمص) بازداشتگی و دفع کردگی و ردکردگی و بازداشت. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «اندفاغ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اغ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید