معنی اندریافتنی
4 بازدید
[ اَ دَ تَ ] (ص لیاقت) قابل اندریافت. دریافتنی. قابل ادراک. (فرهنگ فارسی معین): دانستیم که شنوا و بیناست (صانع) و اندریابندهٔ چیزهاء اندر یافتنی است. (جامع الحکمتین ص ۵۶). باید که خدا بینا یا اندریابندهٔ چیزهاء اندریافتنی باشد. (جامع الحکمتین ص ۶۶).
کلمات همقافیه با «اندریافتنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر