معنی اندرپذیرفتن
6 بازدید
[ اَ دَ پَ رُ تَ ] (مص مرکب) قبول کردن : بدو گفت کاین کودک شیرخوار ز من روزگاری بزنهار دار پدروارش از مادر اندرپذیر از آن گاو نغزش بپرور بشیر.فردوسی. و رجوع به پذیرفتن شود.
کلمات همقافیه با «اندرپذیرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر