معنی اندروس
5 بازدید
[ اَ دَ ] (اِخ) نام مردی بود و او مطلوبی داشت «هارو» [ یا بهارو ] نام، که در دریا در جزیره ای منزل داشت و هرشب در آن جزیره آتش می افروخت تا اندروس بفروغ آتش شناکنان بدانجا می آمد و به پیش هارو میرفت. اتفاقاً شبی بادی وزیدن گرفت و آتش را بکشت و اندروس در دریا غرق گردید. (از برهان قاطع) (از هفت قلزم) (از فرهنگ سروری) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). در قصهٔ وامق و عذاری عنصری بدو تمثل شده : نه من کمتر از اندروسم بمهر نه باشد بهار و چو عذرا بچهر. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۲۰۲). و رجوع به هارو شود.
کلمات همقافیه با «اندروس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر