معنی اندرود
5 بازدید
[ اَ دَ ] (اِ) زینت و آرایش. || اندودگی. (ناظم الاطباء).[ اَ دَ ] (اِخ) دهی است از بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد با ۳۱۳ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوب و سردرختی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ اَ دَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان ساری است. آب آن از رودخانهٔ تجن و چشمه سار و محصول عمده اش برنج، پنبه، غلات و صیفی است. دارای ۱۲ آبادی و ۳۹۰۰ تن جمعیت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «اندرود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر