معنی اندروایی
5 بازدید
[ اَ دَ ] (حامص مرکب) سرگشتگی و حیرانی. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). بی حواسی. (ناظم الاطباء): ز اندروایی ار خواهی نجاتی ترا باید ز جود او براتی.شاکر بخاری. || آرزومندی و حاجت. (فرهنگ سروری). آرزومندی و نیازمندی. (مؤید الفضلاء). حاجتمندی. || سرنگونی. (برهان قاطع). سر فروافکندگی و واژگونی. (ناظم الاطباء). نگون آویختگی. (فرهنگ سروری). سرنگونی . || (اِ مرکب) آرزو. (برهان قاطع). آرزو و خواهش و میل. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اندروایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر