معنی اندررسانیدن
5 بازدید
[ اَ دَرْ، رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) ارهاق. (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی). دررسانیدن. رسانیدن. لاحق و نزدیک گردانیدن. و رجوع به ارهاق و رسانیدن شود.
کلمات همقافیه با «اندررسانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر