معنی اندرجاه
5 بازدید
[ اَ دَ ] (معرب، اِ مرکب) اندرگاه. (فرهنگ فارسی معین). هریک از روزهای خمسهٔ مسترقه. (ناظم الاطباء). و رجوع به اندرگاه شود.
کلمات همقافیه با «اندرجاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر