معنی اندحاض
7 بازدید
[ اِ دِ ] (ع مص) باطل کردن حجت . (ناظم الاطباء). باطل شدن و از بین رفتن و دفع گردیدن. (از اقرب الموارد). || لغزانیدن پای. (ناظم الاطباء). و رجوع به ادحاض شود.
کلمات همقافیه با «اندحاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر