معنی انداییدن
4 بازدید
[ اَ ] (مص) انداویدن. (ناظم الاطباء). || اندودن. کاهگل گرفتن (بام، دیوار). گل مالیدن. (فرهنگ فارسی معین). کهگل کردن بر دیوار و آلودن. (غیاث اللغات) (آنندراج). || طمع کردن. || آرزومند شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انداییدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر