معنی اندای
6 بازدید
[ اَ ] (نف مرخم) اندودکننده و کاهگل مالنده. (ناظم الاطباء). کاهگل کن و کاهگل کننده. (مؤید الفضلاء) (از شرفنامهٔ منیری). || (اِ) آژند و گچ. || شکوه و شکایت. (ناظم الاطباء). و رجوع به اندا و اندودن شود.[ اَ ] (مغولی، اِ) دوست. رفیق. اندا. رجوع به اندا شود.[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش تربت جام شهرستان مشهد با ۴۴۹ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «اندای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر