معنی اندازه گیر
5 بازدید
[ اَ زَ / زِ ] (نف مرکب) قیاس کننده و شمارنده که در این زمان بمهندس مشهور است. (آنندراج). مهندس. (دهار). مهندز. (یادداشت مؤلف): مساحت گران داشت اندازه گیر بر آن شغل بگماشته صد دلیر.نظامی. از آن خوبتر دید کاندازه گیر صفتهای او را کند دلپذیر.نظامی. || تخمین کننده و حدس زننده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اندازه گیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر