معنی اندازه پیدا کردن
5 بازدید
[ اَ زَ / زِ پَ / پِ کَ دَ ] (مص مرکب) کسی را اندازه پیدا کردن، محل و مرتبهٔ او را معین کردن. (از حاشیهٔ تاریخ بیهقی چ فیاض -غنی ص ۳۴): درحال عبداللََّه طاهر از پیش خلیفه بیرون آمد و این تشریف که خلیفه فرمود بدو رسانید و او را اندازه پیدا کرد و امیدوار دیگر تربیتها گردانید. (تاریخ بیهقی چ فیاض -غنی ص ۳۴).
کلمات همقافیه با «اندازه پیدا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر