معنی انخضاد
6 بازدید
[ اِ خِ ] (ع مص) خمیده گردیدن چوب. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). شکستن چوب. (از اقرب الموارد). یقال: انخضد العود. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || پاره پاره شدن میوه ها. (از منتهی الارب) (آنندراج). شکسته شدن میوه ها. (از اقرب الموارد). انخضدت الثمار؛ پاره پاره گشت میوه ها. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انخضاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر