معنی انخزاع
4 بازدید
[ اِ خِ ] (ع مص) بریده گردیدن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بریده شدن. (آنندراج). بریده شدن رسن از نیمه. (تاج المصادر بیهقی نسخهٔ خطی کتابخانه لغت نامه ورق ۲۲۹). انقطاع. (از اقرب الموارد). || خم گردیدن پشت کسی از کبر سن و ضعف. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). یقال: انخزع متنه. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انخزاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر