معنی انحنا
6 بازدید
[ اِ حِ ] (ع اِمص) خمیدگی و کجی و اعوجاج. (ناظم الاطباء). خمیدگی. (از اصطلاحات فرهنگستان). کجی. اعوجاج. چفتگی. (فرهنگ فارسی معین). بخمی. کوژی. دوتایی. دوتاهی. دولایی. خوهلی. کژی. (یادداشت مؤلف): ابیات من چو تیر است از شست طبع من زیرا یکی کشیده کمانم ز انحنا.مسعودسعد. - انحنا داشتن؛ خمیدگی و کجی داشتن. (ناظم الاطباء). - قابل انحنا؛ چیزی که بتوان آنرا کج کرد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انحنا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر