معنی انحراف ورزیدن
5 بازدید
[ اِ حِ وَ دَ ] (مص مرکب) از راه بگشتن. میل کردن: شغب؛ میل و انحراف ورزیدن از راه. (منتهی الارب). || گمراه شدن و بی راه شدن. || روگردان شدن. || عصیان کردن و یاغی شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انحراف ورزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر