معنی انحراد
5 بازدید
[ اِ حِ ] (ع مص) افتادن ستاره، یقال: انحرد النجم. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). انحراد نجم؛ انقضاض نجم. (از اقرب الموارد). || تنها شدن. انفراد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انحراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر