معنی انجین
6 بازدید
[ اَ ] (اِ) ریزه ریزه. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). || (نف) ریزه ریزه کننده. (برهان قاطع) (هفت قلزم) (فرهنگ سروری) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین): دایم آتش بود تنور آشوب اگر انجینش این بود پیوند. ابن یمین (از فرهنگ سروری). || کاهگل مالنده. (برهان قاطع) (هفت قلزم) (ناظم الاطباء). || امر به معنی اول نیز هست یعنی ریزه ریزه کن. (از برهان قاطع) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از هفت قلزم). و رجوع به انجیدن شود.
کلمات همقافیه با «انجین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر