معنی انجیر آدم
6 بازدید
[ اَ رِ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) نام میوه ای است در هندوستان شبیه به حنظل. (برهان قاطع). میوهٔ هندی شبیه به کدو و گرد و سرخ که در وسط دارای نقطهٔ سپید کوچکی است. (ناظم الاطباء) (از سروری). میوه ای است بزرگتر از جوز و رنگ او سیاه است که بخاکستر مایل باشد و جرم او مدور باشد و سخت و صیقل و [ در ] پهنی و گردی به انجیر ماند. در کوههای کابل بسیار بود و زنان او را بجهت فربهی بکار برند و چنین آورده اند که در آن نواحی که منبت این درخت است حیوانی است که به خرگوش مشابهت دارد و هرجا رمهٔ گوسفند بیند این حیوان متابعه کند و شیر از پستان گوسفندان برود. هرکه گوشت این حیوان بخورد برجای دیوانه شود. و عادت او چنان بود که در زیر درختی خوابد که او را انجیر آدم گویند شاخهای او بدرخت بید مشابه است و اگر شاخی از او در میان هیمه سوخته شود هرکه به آن گرم شود او را غشی افتد. (ترجمهٔ صیدنهٔ ابوریحان، نسخهٔ خطی). انجیر دشتی. (از ناظم الاطباء) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «انجیر آدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر