معنی انجیرک
7 بازدید
[ اَ رَ ] (اِ) علف بواسیر. (فرهنگ فارسی معین). گیاهی است از تیرهٔ آلاله ها که گلهای آن زرد است. کاسبرگ آن نیز رنگین و شبیه بگلبرگ های آن میشود بقسمی که هفت گلبرگ زرد و سه کاسبرگ سبز دارد. (از گیاه شناسی گل گلاب ص ۱۹۸).[ اَ رَ ] (اِ) اِنجیره : کلاغک بیابیا انجیرکم پخته شده پیرزنکه نتونم بیام انجیرکم سخته شده. (از یادداشت مؤلف).[ اَ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش بافت شهرستان سیرجان با ۹۰۳ تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ اَ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ مرکزی شهرستان دزفول با ۱۰۰تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ دز و محصول آن غلات، برنج و کنجد است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ اَ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش خاش شهرستان زاهدان با ۱۵۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ اَ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش خواف شهرستان بیرجند با ۱۵۰ تن سکنه. آب از قنات و محصول آن غلات و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ اَ رَ ] (اِخ) دهی است بخش فرمهین شهرستان اراک با ۵۸۰ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات، انگور و میوه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ اَ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان شاه آباد با ۲۵۷ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ اَ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان با ۳۹۹ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «انجیرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر