معنی انجیره گذار
8 بازدید
[ اَ رَ / رِ گُ ] (نف مرکب) در نوردندهٔ انجیر. (یادداشت مؤلف): ای کیر من ای کیر تو انجیره گذاری سرگین خوری و قی کنی و باک نداری ریچاله گری پیش گرفتی تو همانا بخیره (؟) در شیر بری کامه برآری ابوالعلاء شوشتری (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۴۵۱).
کلمات همقافیه با «انجیره گذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر