معنی انجیاب
5 بازدید
[ اِ جِ ] (ع مص) گردن دراز کردن ناقه وقت دوشیدن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گردن دراز کردن ناقه برای دوشیدن. (از اقرب الموارد). || منکشف گردیدن ابر و ظلمت. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). انکشاف و انقطاع ابر. (از اقرب الموارد). وا باز شدن ابر و آنچه بدان ماند. (مصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «انجیاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر