معنی انجوخه
5 بازدید
[ اَ خَ / خِ ] (اِ) پژمردن و روی چین گرفتن. (لغت فرس اسدی نسخه نخجوانی از یادداشت مؤلف). انجوخ. چین. ترنجیدگی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انجوخه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خه» برای سرودن شعر