معنی انجو
6 بازدید
[ اَ ] (اِ) جزیره و آداک. (ناظم الاطباء). ابخوست. جزیره : در شب هجران سرشک دیده ام دریا شده همچو انجو جسم لاغر در میان آب ماند. ابوالمعالی (از شعوری ج ۱ ورق ۱۲۶ الف). || (اِخ) نام جزیره ای است. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر