معنی انجمسوز
6 بازدید
[ اَ جُ ] (نف مرکب) سوزندهٔ ستارگان. (مؤید الفضلاء) (از فرهنگ فارسی). || (اِخ) کنایه از آفتاب. (آنندراج) (هفت قلزم). آفتاب. (از مؤید الفضلاء) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). خورشید. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «انجمسوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر