معنی انجع
6 بازدید
[ اَ جَ ] (ع ن تف) بانفع تر و نیکوتر. (ناظم الاطباء). انفع. مؤثرتر. (یادداشت مؤلف): کان ذلک انجع دواء فیه لایعدله شی ء. (ابن البیطار). و اذا شرب [ الغاریقون ] ... نفع من الاستسقاء... او اخذ مصفی فهو انجع. (ابن بیطار).
کلمات همقافیه با «انجع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جع» برای سرودن شعر