معنی انجرک
5 بازدید
[ اَ جِ رَ ] (اِ) مرزنگوش و آن نوعی از ریاحین است که در دواها بکار برند و در عربی آذان الفار گویند. (از برهان قاطع) (از هفت قلزم) (از آنندراج). مرزنگوش. (مؤید الفضلاء). مرزنجوش. (ناظم الاطباء). انجوک. (دزی ج ۱ ص ۴۰) (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). و رجوع به آذان الفار شود. || (اِخ) نام دشتی و صحرایی است غیرمعلوم. (برهان قاطع) (آنندراج) (هفت قلزم). نام بیابانی است در ارمنستان. (از حاشیهٔ خسرو و شیرین نظامی ص ۶۲): بدشت انجرک آرام کردند بنوشانوش می در جام کردند. نظامی (خسرو و شیرین ص ۶۲).
کلمات همقافیه با «انجرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر